دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده
برای شیطنت های بی وقفه
بی خیالی هر روز
ناز و کرشمه ی منو آینه
خنده های بلند و بی دلیل
حالا اما …
دخترک حساس و نازک نارنجی درونم
چه بی هوا این همه بزرگ شده..
چه قدی کشیده طاقتم …
ضرب آهنگ قلبم چه آرام و منطقی میزند
چه شیشه ای بودم روزی …
حالا اما به سخت شدن هم رضا نمیدهم
به سنگ شدن می اندیشم
اینگونه اطمینانش بیشتر است
جای بستنی یخی های دوران کودکیم را قهو های تلخ و پر از سکوت امروز گرفته
این روزها لحن حرفهایم آنقدر جدی شده که خودم هم از خودم
حساب می برم
در اوج شادی هم قهقه سر نمیدهم و به لبخندی اکتفا میکنم …
اینگونه اطمینانش بیشتر است …
برچسب:
نویسنده: یاسین مقدم