نکبت و خستگی و بیزاری سر تا پایم را گرفته دیگر بیش از این ممکن نیست ....
به همین مناسبت نه حوصله شکایت و چسناله دارم
و نه می توانم خودم را گول بزنم و نه غیرت خودکشی دارم....
فقط یک جور محکومیت قی آلودی است
که در یک محیط گند بی شرم مادر قحبه ای باید طی بکنم همه چیز بن بست است و راه گریزی هم نیست....
( نامه هدایت به جمال زاده 15 اکتبر 1948 )
خستمه ....
برچسب:
نویسنده: یاسین مقدم