با دل سوخته از حسرت باران چه کنم؟
با جگر های پریشان شده از رفتن تو
با پدر گفتن یک کودک گریان چه کنم ؟
با صدای زن و فرزند تو وخانه ی تو
با غم تازه در این کلبه ی احزان چه کنم ؟
چشم ها گشته دوتا در غمت ای خوب وطن
با غم خفته در این شهر و بیابان چه کنم ؟
با تن سوخته در آتش عریان چه کنم ؟
با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم ؟
حسین خوبیار
برچسب:
نویسنده: یاسین مقدم