خرید بک لینک

مي دانی گاهی نميشود كسی را فراموش كرد !

هر بار كه كسی اسمم را با تعجب خطاب می كند ،

با لبخند معنيش را می پرسد

تو جلوی چشمانم ظاهر می شوی !

كاش هيچ وقت اسمم را نمی دانستی

تا با لحن مخصوصت خطابم كنی ...

مثل همين چند لحظه پيش كه باز اسمم آغاز خيالت شد !

آخر چقد ميشود جلوی يك احساس را گرفت !

آدم است ديگر دلش ميخواهد

به خودش دروغ بگويد و باورش كند ...

می دانی چيست

خوش حالم كه به حرفم رسيدی

اينكه باور كردی

احساس تنفر بهتر از بی تفاوتی است !

مرز بين عشق و تنفر يك تار مو است

اما با بی تفاوتی يك دنيا فاصله دارد !

من می توانم نسبت به تو بی تفاوت باشم

چون از تو فقط

و فقط غرور در خاطرم مانده

اما تو

هرگز نمی توانی !

هر بار كه اسمی شبيه اسم به قول خودت خارجكی من بشنوی ،

كسی با تعجب به تو سلام كند !

هر زمان كه روزت شود

و هديه ای بگيری ياد من می افتی !

هر زمان كه تنها شوی باز هم به كارهايم خواهی خنديد !

دنيای بچه گانه ی من بزرگی تو را ويران خواهد كرد ؛

هر زمان كه تكيه كلام هايت را مرور كنی ...

هر زمان كه كسی شبيه خنگ ها نگاهد كند

و از سوسك بال دار بترسد !

كسی كه خنگ ترين باهوش دنيا باشد ...

كسی كه شعر بنويسد

و عاشق اعداد بی سر و ته باشد !

تو نمی توانی نسبت به من بی تفاوت باشی ...

نمی توانی !

همين كه ديگر به قهوه تلخ خوردنم ايراد نمی گيری ،

همين كه می دانی می نويسم !

همين كه ...

يعنی ديگر فراموشم نمی كنی !

همه ی احساس های دنيا كه در عشق يا تنفر و بی تفاوتی خلاصه نمی شود !!!

حتما كه نبايد عاشقم باشی !!!

گاهی همين كه فكرت لبخند بر لبان كسی بياورد

يعنی خوشبختی ...

همين كه كسی در ميان صد ها نفر بتواند

تو را به خاطر بياورد

يعنی زندگی را برده ايی !

حتما نبايد كسی عاشقت شود ،

عاشق كسی شوی

تا بتوانی عشق را درك كنی

و عاشقانه بنويسی ...

گاهی همين گاهی ها عاشقانه هايت را می سازد !

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 21:41

صفحه بندی