
پیش رویم :چهره تلخ زمستان جوانیپشت سر :آشوب تابستان عشقی ناگهانیسینه ام :منزلگه اندوه و درد وبد گمانیکاش چون پاییز بودم...| فروغ فرخزاد |پ ن : باید به خرمالوهای کال سربزنم،به انارهای سبز به آدمهای ناپخته به آنها که هنوز عاشق نشده اند بگویم که اتفاق بزرگی خواهد افتادبگویم که پاییز در راه است...!ومن عاشقانه منتظرم...!! ...
ادامه مطلب
پاییز فصل عاشقی بود و نفهمیدی این راز پشت تیرگی ابر می مونه ...!! امیر عظیمی _ زمستون ...
ادامه مطلب
من خنده زنم بر دل ،دل خنده زند بر مناینجاست که میخندد دیوانه به دیوانه... ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ،ﻏﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ... ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ... ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ ،ﺗﻮ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾ...
ادامه مطلب
مجادله ی عجیبی است میان من و حضورِ مبهمی که در شقیقه هایم در بند بند انگشتانم یا پشتِ چشمهایم خانه کرده به هر پهلو که میچرخم کابوسِ یک زن خودش را به خوابِ من میزند در کشاکشِ کدام دلخوشی اسیر شدهام ... هنوز نمیدانم... نیکی فیروزکوهی...
ادامه مطلب
روزیکه به مردی برخوردی که یاخته های تنت را به شعر بدل کند وبا پیچش ، موهایت شعر بسازد روزیکه به مردی برخوردی که قادرت کند _ مثل من _ با شعر حمام کنی سرمه بکشی و موهایت را شانه کنی آن روز می گویم تردید نکن ! با او برو مهم نیست مال من باشی یا او مهم این است مال شعر باشی... نزار قبانی ...
ادامه مطلب
زمستان سرد نیست درد است وقتی دست هایم تنها خودم را به آغوش می کشند !...
ادامه مطلب
دنیای ما اندازه ی هم نیست من خیلی وقتا ساکتم ، سردم وقتی که میرم تو خودم شاید پاییز سال بعد برگردم .... ...
ادامه مطلب