دلنوشته

متن مرتبط با «رمان باد مرا با خود برد» در سایت دلنوشته نوشته شده است

كه اندر نبرد عشق كسي ميبرد كه باخت !!

  • نیلوبلاگ

    ازساعتي كه ديده تو را ديد و دل شناخت چشمت بناز و غمزه . آتنا . دلم نواخت !! اشكم نشاند آتش رشگ رقيب ليك زآن پس كز آتش غم هجران تنم گداخت گيرم كه زيد و عمر به روي تو باخت دل چون من كسي بچشم سياه تو دل نباخت !! بسيار كس كه لاف شناسايي تو زد ليكن نه هيچكس ز منت خوبتر شناخت چون من كه تاختم بسر اندر مص...

    ادامه مطلب
  • اشتباهی...!

  • نیلوبلاگ

    گاهي ديوانگي ام گل ميكند، مي خواهم بروم دور ، خيلي دور ، يك جايي كه خودم را فراموش بكنم ، فراموش بشوم ، گم بشوم ، نابود بشوم ميخواهم از خود بگريزم بروم خيلي دور ... بك جايي كه كسي مرا نشناسد،كسي زبانم را نداند. مي خواهم همه چيز را در خود حس بكنم. اما ميبينم براي اين كار درست نشده ام . نه ، من لش و تنبل هستم . اشتباهي به دنيا آمده ام . صادق هدايت ...

    ادامه مطلب
  • خودت باش !

  • نیلوبلاگ

    در روزگاری که چه خودت باشی چه به شکل دیگران تورا آنطور که دوست دارند تعبیر می کنند ... خودت باش ! بگذار بگویند احمق است...!! + شایدم خیلی چیزای دگ بگن ... بگن به درک ....!...

    ادامه مطلب
  • در این سرما و باران یار خوشتر ...

  • نیلوبلاگ

    در این سرما و باران یار خوشتر نگار اندر کنار و عشق در سر نگار اندر کنار و چون نگاری لطیف و خوب و چست و تازه و تر در این سرما به کوی او گریزیم که مانندش نزاید کس ز مادر در این برف آن لبان او ببوسیم که دل را تازه دارد برف و شکر مرا طاقت نماند از دست رفتم مرا بردند و آوردند دیگر خیال او چو ناگه در دل آید ...

    ادامه مطلب
  • غریبانه ...

  • نیلوبلاگ

    چه چیز در این جهان غریبانه تر از زنی ست که تنهایی اش را بغل می کند و می پوسد اما حاضر نیست کسی را دوست بدارد؟ ...

    ادامه مطلب
  • یا اباعبدالله ...

  • نیلوبلاگ

    یا اباعبدالله درد بی درمان شنیدی؟ حال من یعنی همین! بی تو بودن درد دارد؛ می زند من را زمین......

    ادامه مطلب
  • ...آبنبات چوبی

  • نیلوبلاگ

    +من هنوزم آبنبات چوبی دوس دارم ... ...

    ادامه مطلب
  • آخرین بار...

  • نیلوبلاگ

    حال مرا از باد بپرس... آخرین بار که بوسه هارا به دستش سپردم پاییز بود...! و غروبی به رنگ آتش... ...

    ادامه مطلب
  • ...باد مرا با خود برده است

  • نیلوبلاگ

    دلم میخواهد خودم را از تنم در بیاورم بشورم بچلانم و روی طناب حیاطمان پهن کنم فردا بیایم و ببینم که مرا باد با خود برده است... ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    اشتباهی که همه عمر | اشتباهی جمشید | اشتباهی عاشق شدم | خودت باش شعر | خودت باش نقش بازی نکن | خودت باش واقعی | در این سرما و باران یار خوشتر | در این سرما و باران یار خوشتر گنجور | غریبانه کویتی پور | غریبانه احسان خواجه امیری