دلنوشته

متن مرتبط با «ولی افسوس که او هرگز نمیداند» در سایت دلنوشته نوشته شده است

بی تفاوت...

  • نیلوبلاگ

    بیتفاوت,ی شبیه سرماست.از بافتهای سطحی پوست آغاز میشود .و در اعماقِ حفرهی سینهات جای دنجی برای خودش پیدا میکند تا سرِ فرصت دور قلبت تار بزند.تا سر فرصت پیچک وار دورِ ساقهای پا بپیچد و جوانهه...

    ادامه مطلب
  • به چیز های قشنگی که هست ...فکرکن !

  • روزیکه به مردی برخوردی...

  • نیلوبلاگ

    روزیکه به مردی برخوردی که یاخته های تنت را به شعر بدل کند وبا پیچش ، موهایت شعر بسازد روزیکه به مردی برخوردی که قادرت کند _ مثل من _ با شعر حمام کنی سرمه بکشی و موهایت را شانه کنی آن روز می گویم تردید نکن ! با او برو مهم نیست مال من باشی یا او مهم این است مال شعر باشی... نزار قبانی ...

    ادامه مطلب
  • ولی افسوس که نیست ...

  • نیلوبلاگ

    چه کنم با غم خویش؟ گه گهی بغض دلم میترکد دل تنگم زعطش میسوزد شانه ای میخواهم که گذارم سر خود بر رویش و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم ولی افسوس که نیست... هوشنگ ابتهاج ...

    ادامه مطلب
  • !...می خواهم خیال کنم آنکه دوستش داری منم

  • نیلوبلاگ

    می خواهم خیال کنم آنکه دوستش داری منم, همانکه برایش شعر می گویی که دلتنگِ آغوشش می شوی که...دیگر تابِ دلتنگی ات را ندارم تابِ غصه هایت را بگذار خیال کنم آنکه دوستش داری منم آنوقت آمده ام برای هر دومان چای دارچین ریخته ام تو سرت را میان آغوشِ کوچک من جا کرده ای و تمام بغض مردانه ات را ... بگذار این معامله بین خودمان بماند تمامِ شهر خوابند قرارمان کنار شمعدانی های خیال من اشکهایت برای من ، بگذار شانه های کوچکِ من از آنِ تو باشد تو فقط بیا ... تمامِ غصه هایت را به قیمتِ جان خریدارم لبخندت را گران تر می خرم آن وقت تمامش را یکجا به نامِ خودت می زنم توفقط بگ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    تیمم به چه چیزهایی صحیح است | ولی افسوس که او هرگز نمیداند |