
قبلنا برای هر مناسبتی با ذوق و علاقه پستی درست میکردم برای انتخاب عکس و کیفت و ابعادش و متن و خط و رنگ و اندازه و ....برای همه ی اینا ساعتها درگیر میشدم که یه پست خوشگل درست کنم و بزارم توی وب بعد از ...
ادامه مطلب
بیتفاوت,ی شبیه سرماست.از بافتهای سطحی پوست آغاز میشود .و در اعماقِ حفرهی سینهات جای دنجی برای خودش پیدا میکند تا سرِ فرصت دور قلبت تار بزند.تا سر فرصت پیچک وار دورِ ساقهای پا بپیچد و جوانهه...
ادامه مطلب
سکوت برای من قدرت خاص خودش را داشت ......
ادامه مطلب
مرگ من روزی فرا خواهد, رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستانی غبارآلود و دوریا خزانی خالی از فریاد و شورمرگ من روزی فرا خواهد, رسیدروزی از این تلخ و شیرین روزهاروز پوچی همچو روزان دگرسایه ی زامروزها،...
ادامه مطلب
دو چشم باز به یک سقف ِ خالی از همه چیزفقط نگاه کن و هیچ چی نپرس عزیز!به خواب رفتنم از حسرت ِ هماغوشی ستکه بهترین هدیه، واقعا ً فراموشی ست...پ ن : حسرتِ هماغوشی ......
ادامه مطلب
ستاره های عزیز ستاره های مقوایی عزیز وقتی در آسمان دروغ وزیدن میگیرد دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سرشکسته پناه آورد ؟ ما مثل مرده های هزاران هزار ساله بهم میرسیم و آنگاه خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد ... ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد فروغ فرخزاد ...
ادامه مطلب
برون شو ای غم از سینه ، که لطف یار می آید تو هم ای دل ز من گم شو ! کهآن دلدار می آید ... مولانا ...
ادامه مطلب
با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم ؟با دل سوخته از حسرت باران چه کنم؟ با جگر های پریشان شده از رفتن تو با پدر گفتن یک کودک گریان چه کنم ؟ با صدای زن و فرزند تو وخانه ی تو با غم تازه در این کلبه ی احزان چه کنم ؟ چشم ها گشته دوتا در غمت ای خوب وطن با غم خفته در این شهر و بیابان چه کنم ؟ با تن سوخته در...
ادامه مطلب
در روزگاری که چه خودت باشی چه به شکل دیگران تورا آنطور که دوست دارند تعبیر می کنند ... خودت باش ! بگذار بگویند احمق است...!! + شایدم خیلی چیزای دگ بگن ... بگن به درک ....!...
ادامه مطلب
جهانی که نشد اباد هرگز به ویران کردنش اباد کردم... +یاحق ...
ادامه مطلب
مجادله ی عجیبی است میان من و حضورِ مبهمی که در شقیقه هایم در بند بند انگشتانم یا پشتِ چشمهایم خانه کرده به هر پهلو که میچرخم کابوسِ یک زن خودش را به خوابِ من میزند در کشاکشِ کدام دلخوشی اسیر شدهام ... هنوز نمیدانم... نیکی فیروزکوهی...
ادامه مطلب
حرف های ما هموز ناتمام ... تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی آی... آی دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر می شود! 8 آبان سالروز جاودانگی قیصر امین پور...یادش گرامی....
ادامه مطلب
روزیکه به مردی برخوردی که یاخته های تنت را به شعر بدل کند وبا پیچش ، موهایت شعر بسازد روزیکه به مردی برخوردی که قادرت کند _ مثل من _ با شعر حمام کنی سرمه بکشی و موهایت را شانه کنی آن روز می گویم تردید نکن ! با او برو مهم نیست مال من باشی یا او مهم این است مال شعر باشی... نزار قبانی ...
ادامه مطلب
تمام اصلهای حقوق بشر را خواندم و جای یک اصل را خالی یافتم و اصل دیگری را به آن افزودم عزیز من اصل سی و یکم : هرانسانی حق دارد هر کسی را که میخواهد دوست داشته باشد. پابلو نرودا...
ادامه مطلب
یادش بخیر دلم برا مدرسه و اون سالها خیلی تنگه ......
ادامه مطلب
در این سرما و باران یار خوشتر نگار اندر کنار و عشق در سر نگار اندر کنار و چون نگاری لطیف و خوب و چست و تازه و تر در این سرما به کوی او گریزیم که مانندش نزاید کس ز مادر در این برف آن لبان او ببوسیم که دل را تازه دارد برف و شکر مرا طاقت نماند از دست رفتم مرا بردند و آوردند دیگر خیال او چو ناگه در دل آید ...
ادامه مطلب
آدم ها عوض نمیشوندفقط دلتنگ میشوندبر میگردندو دوباره از نو با همان عادت ها دوستی می کنند...آدم ها برمیگردندنه برای اینکه قدر و قیمتت را فهمیده اندبرمیگردندچون دیواری کوتاه تر از تو پیدا نکرده اند...یادت باشددلخوش نکنی به این برگشتن هاآدم ها عوض نمی شوند......
ادامه مطلب
چه کنم با غم خویش؟ گه گهی بغض دلم میترکد دل تنگم زعطش میسوزد شانه ای میخواهم که گذارم سر خود بر رویش و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم ولی افسوس که نیست... هوشنگ ابتهاج ...
ادامه مطلب
+من هنوزم آبنبات چوبی دوس دارم ... ...
ادامه مطلب