خرید بک لینک
قصه ی بودنِ من ،قصه یِ تکراری بودشب و روزم مثلِ آسمونِ رگباری بودمن واسه خودم که زندگی نکردم هیچوقتزندگی نکردنِ من همیشه اجباری بودبغضی توو سینم که ، بشکنه دریا میشم این روزا بدجوری دارم تک و تنها میشم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1399 ساعت: 5:51

نکبت و خستگی و بیزاری سر تا پایم را گرفته دیگر بیش از این ممکن نیست ....به همین مناسبت نه حوصله شکایت و چسناله دارم و نه می توانم خودم را گول بزنم و نه غیرت خودکشی دارم....فقط یک جور محکومیت قی آلودی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1399 ساعت: 5:51

قبلنا برای هر مناسبتی با ذوق و علاقه پستی درست میکردم برای انتخاب عکس و کیفت و ابعادش و متن و خط و رنگ و اندازه و ....برای همه ی اینا ساعتها درگیر میشدم که یه پست خوشگل درست کنم و بزارم توی وب بعد از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: جمعه 5 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:40

هیچ پایانی مهم نیست .... از هم بپاشانم به آسانی، مهم نیستاین ها برای هیچ طوفانی مهم نیستآغوش من مخروبهای رو به سقوط استدیگر برایم عمق ویرانی مهم نیستبا درد خنجر، درد خار از خاطرم رفتبعد از تو غمهای فراوانی مهم نیستیک مُردهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 4:08

بیتفاوت,ی شبیه سرماست.از بافتهای سطحی پوست آغاز میشود .و در اعماقِ حفرهی سینهات جای دنجی برای خودش پیدا میکند تا سرِ فرصت دور قلبت تار بزند.تا سر فرصت پیچک وار دورِ ساقهای پا بپیچد و جوانههادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:22

سکوت برای من قدرت خاص خودش را داشت ...

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:22

مرگ من روزی فرا خواهد, رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زمستانی غبارآلود و دوریا خزانی خالی از فریاد و شورمرگ من روزی فرا خواهد, رسیدروزی از این تلخ و شیرین روزهاروز پوچی همچو روزان دگرسایه ی زامروزها،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:22

دو چشم باز به یک سقف ِ خالی از همه چیز
فقط نگاه کن و هیچ چی نپرس عزیز!
به خواب رفتنم از حسرت ِ هماغوشی ست
که بهترین هدیه، واقعا ً فراموشی ست...

پ ن : حسرتِ هماغوشی ...

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 4:50

یه تیکه هایی از وجودم که رفتبا هر چیزی که میشد جاشو پر کردمشدم &#ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: شنبه 2 تير 1397 ساعت: 11:34

ستاره های عزیز ستاره های مقوایی عزیز وقتی در آسمان دروغ وزیدن میگیرد دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سرشکسته پناه آورد ؟ ما مثل مرده های هزاران هزار ساله بهم میرسیم و آنگاه خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد ... ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد فروغ فرخزاد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 16:25

پیش رویم :چهره تلخ زمستان جوانیپشت سر :آشوب تابستان عشقی ناگهانیسینه ام :منزلگه اندوه و درد وبد گمانیکاش چون پاییز بودم...| فروغ فرخزاد |پ ن : باید به خرمالوهای کال سربزنم،به انارهای سبز به آدمهای ناپخته به آنها که هنوز عاشق نشده اند بگویم که اتفاق بزرگی خواهد افتادبگویم که پاییز در راه است...!ومن عاشقانه منتظرم...!! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 18:52

پاییز فصل عاشقی بود و نفهمیدی

این راز پشت تیرگی ابر می مونه ...!!

امیر عظیمی _ زمستون

برچسب: پاییز, نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:59

بر لبانم سايه ای از پرسشی مرموز در دلم درديست بی آرام و هستی سوز راز سرگردانی اين روح عاصی را با تو خواهم در ميان بگذاردن، امروز گر چه از درگاه خود می رانيم، اما... فروغ فرخزاد پ ن : تولد دوتا از دوستای خوبم بود که من نتونستم بهشون تبریک بگم بهار و یگانه ی عزیزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 12:50

برون شو ای غم از سینه ، که لطف یار می آید

تو هم ای دل ز من گم شو !

که
آن دلدار می آید ...

مولانا

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:35

من خنده زنم بر دل ،دل خنده زند بر من اینجاست که میخندد دیوانه به دیوانه... ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ... ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ... ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ ، ﺗﻮ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین مقدم تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 19:35

صفحه بندی